“يكى از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئيس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون – كه خدا نكند خون باشد – اما به شما عرض بكنم؛ اينها جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال وارد باشد – من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم – ممكن است كسى به يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل را اصلى – فرعى كنيم. مسائل درجه دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى كه ميشود، نگيرد. من عرضم فقط اين است؛ والّا من نه اعتراض ميكنم به اينكه شما چرا از زيد يا عمرو خوشتان مىآيد يا بدتان مىآيد؛ نه، ممكن است خوشتان بيايد، ممكن است بدتان بيايد – ايرادى ندارد – و نه اعتراض ميكنم كه چرا آن ايراد را يك وقت به شكلى كه يك مفسدهاى نداشته باشد، بر زبان آورديد؛ آن هم به نظرم اشكالى ندارد. فقط توجه كنيد كه اين جاى مسائل اصلى را نگيرد. مسائل اصلى ما چيزهاى ديگرى است.” (دیدار با دانشجویان- رمضان 89)
این موضع رسمی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی درباره اطرافیان رییس جمهور است. البته همان طور که تاکید فرمودند موضع رسمی و غیر رسمی ایشان یکی است و تفاوتی با یکدیگر ندارد:
“نبادا كسى تصور كند كه رهبرى يك نظرى دارد كه برخلاف آنچه كه به عنوان نظر رسمى مطرح ميشود، در خفا به بعضى از خواص و خلّصين، آن نظر را منتقل ميكند كه اجراء كنند؛ مطلقاً چنين چيزى نيست. اگر كسى چنين تصور كند، تصور خطائى است؛ اگر نسبت بدهد، گناه كبيرهاى انجام داده. نظرات و مواضع رهبرى همينى است كه صريحاً اعلام ميشود؛ همينى است كه من صريحاً اعلام ميكنم.”
البته ایشان تاکید کردند که “اينها (مساله اطرافیان رییس جمهور) جزو مسائل تعيين كننده و اصلى نيست. ممكن است ايراد و اشكال وارد باشد – من در اين مورد هيچ قضاوتى نميخواهم بكنم – ممكن است كسى به يك شخصى يا به يك كارى ايراد داشته باشد؛ منتها بايد توجه كنيم كه مسائل را اصلى – فرعى كنيم. مسائل درجه دوم جاى مسائل اصلى را در انگيزههاى ما، در همت ما، در صرف انرژىاى كه ميشود، نگيرد.”
به نظر من یکی از نشانه های ولایتمداری این است که در همه زمینه ها به سخنان رهبری گوش جان فرا دهیم و نظرات ایشان را گزینشی اجرا نکنیم. در بسیاری از موارد که دست ما به جایی نمی رسد اما در هر جایی که می توانیم و می دانیم که از عهده اش بر می آییم باید به تکلیف خود عمل کنیم و دستور ایشان را اجرا نماییم.
اگر رییس جمهور محترم تصور می کند که برکناری اسفندیار رحیم مشایی باعث تشجیع مخالفان دولت می شود باید گفت که سخت در اشتباه است چرا که کنار گذاشتن چنین مهره ای از دولت (که البته چندین نمونه دیگر از آن نیز در کابینه وجود دارد) باعث انگیزه مضاعف ارزشمداران و ولایتمداران در حمایت از دولتی می شود که با نذر و نیاز و روزه های مستحبی بر سر کار آمده است. البته این کار باید به شکلی باشد که اندیشه مشاییسم از دولت رخت بربندد نه این که تنها یک نفر برود و نفر دیگری بیاید.
“آقآ” یک سال پیش نکته ای در ذهنشان بود که هنوز برای خیلی از خواص هم جا نیفتاده است. اما سخنان دیروز ایشان حجت را بر همه تمام کرد و فصل الخطابی بود برای آنان که می خواهند بفهمند.
شاید رییس جمهور عزیز تصور کنند که موضع گیری ها در خصوص اسفندیار رحیم مشایی موجب مطرح شدن او در افکار عمومی می شود (حال چه مثبت باشد و چه منفی)؛ اما هیچ کس نمی تواند در جامعه امروز ایران مظلوم نمایی کند.
آقای دکتر احمدی نژاد حتما به خاطر دارند که میرحسین موسوی در انتخابات دهم و دیگرانی که در انتخابات نهم رقیب ایشان بودند دست به مظلوم نمایی زدند اما با پاسخ منفی مردم روبرو شدند.
دوستان خوبم! این آخرین وب نوشت من درباره اسفندیار رحیم مشایی بود و دیگر درباره او نمی نویسم. دوستان بیایید دیگر درباره اسفندیار دولت ننویسیم و به مسائل اصلی بپردازیم و در بند مساله ای این چنین فرعی نباشیم.
البته این که می گویم “برای”، به دلیل این است که ایشان گویا قصد مطرح شدن در جامعه را دارد و ما در حقیقت با نوشتن “برای” او، آب به آسیابش می ریزیم و کاری می کنیم که “مشایی” بیشتر در جامعه مطرح شود و به مظلوم نمایی خود دامن بزند.